تبليغاتX
مجید بختیاری
با موضوعات:علمی/حقوقی/ فرهنگی واجتماعی



هدف اساسی تعلیم و تربیت از دیدگاه ارسطو پرورش قوه عقل انسان به منظور فعلیت بخشیدن آن است. او دلیل وجودی هر انسانی را شناخت، پرورش و به‌کار بستن قوای عقلانی خویش معرفی می‌کند. بزرگترین منبع سعادت آدمی در پرورش فعالانه قوای عقلی او نهفته است که موجب خودشکوفایی، خودپروری و استکمال انسان است. از نظر او، هنگامی که عقل بر اعمال آدمی حکومت کند وی قادر می‌شود که میانگینی بین سرکوب امیال از یکسو و بی‌بندوباری یا افراط در عواطف و شهوترانی از سوی دیگر باشد (گوتک، 1380، صص56-55).

در تربیت انسان با فضیلت و نیک سه عامل یعنی سرشت (طبیعت)، عادت و خرد در کار است و سعادت در هماهنگی این سه عامل و سرانجام شکوفایی خرد است (کاردان، 1381، ص35).

ارسطو معتقد بود که برنامه درسی بایستی با الگوهای رشد و کمال آدمی همخوانی داشته باشد. او دوران تربیت را از زمان تولد تا 21 سالگی به سه مرحله تقسیم کرده بود: مرحله خردسالی(هفت سال اول)، مرحله کودکی(هفت سال دوم)، مرحله نوجوانی(هفت سال سوم). او درباره هریک از این مراحل بحث کرده و روش و برنامه درسی خاصی را پیشنهاد می‌کند (کاردان، 1381، ص37-36).

پرورش ارزش‌های والای اخلاقی، ورزش و فعالیت‌های جسمانی در مرحله اول، آموزش مقدمات ریاضی و خواندن و نوشتن در مرحله دوم، ریاضیات و موسیقی، دستور و ادبیات زبان، معانی و بیان، فیزیک و روانشناسی و زیست شناسی، منطق و مابعدالطبیعه در مرحله سوم، از برنامه‌هایی بود که یادگیری آنها را برای هر انسانی ضروری می‌دانست (گوتک، 1380، صص57-56)

 
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 15:18  توسط بختیاری | 
  برای يافتن مرواريد درياها را جستجو مکن

                                             بلکه شايددر گريبان خودت باشد...

                                             

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 15:3  توسط بختیاری | 
استاد قرائتی پس از سه دهه تبليغ خستگی ناپذير مبانی روشنگرانه اسلام ناب محمدی(ص) با محوريت قرآن کريم، در مراسمی با حضور شخصیت های سیاسی و فرهنگی مورد تقدیر قرار گرفت.

از جمله فعالیت های این استاد گرانقدر می توان به موارد زیر اشاره کرد:

* برنامه های فرهنگی مذهبی در سيمای جمهوری اسلامی با محوريت قرآن کريم از نخستين ماه های نهضت پرافتخار اسلامی توسط او کليد خورد.

* معرفی چهره تابناک قرآن کريم به شيوه ای روان و جذاب با او به دل خانه های ايرانی آمد.

* تنها برنامه مذهبی پر مخاطب طی بازه زمانی سه دهه که همواره بر مخاطبان آن افزوده گرديد، کلاس او بود.

* جوانان بسياری از رهگذر نکات نغز و روان او با اسلام آشنا شدند.

* آداب اسلامی را توصيه های او به اندرون بخش هايی از جامعه و خانواده ها آورد.

* لايه های پيدا و پنهان قرآن کريم را او برای طبقات مختلف جامعه اسلامی باز کرد و تحليل نمود.

* فرصت بی بديل آشنايی جوانان و نوجوانان ميهن اسلامی با مفاهيم متعالی کتاب آسمانی را او خلق نمود.

* رسانه تلويزيون با برنامه جذاب و دلنشين او، اقتدار و کارآمدی اش را در احيای معارف اهل بيت با محوريت قرآن کريم به اثبات رساند.

* ارائه تفسيری روان و آسان از قرآن کريم متناسب با سطوح و لايه های گوناگون اجتماعی را برنامه های او ابداع نمود.

* دستور قرآنی «اقيمواالصلوة» با همّت و پی گيری ايشان در کشور اسلامی ايران، احيا گرديد.

* سفرهای تبليغی گسترده به شهرها و کشورها برای ارائه تصويری شفاف از اسلام عزيز و قرآن کريم، از خدمات اوست.

* ترجمه آثار اسلامی به زبان های زنده دنيا، از توفيقات حضرت او می باشد.

* برگزاری نماز در مدارس و ادارات، و نيز پی گيری ساخت مساجد بين راهی در جاده های کشور، از ابتکارات اوست.

* سالهاست که در اقتدا به سالار شهيدان حضرت ابی عبدالله الحسين عليه السلام، نماز جماعت ظهر عاشورا توسط عزاداران و سينه زنان در کف خيابان ها در داخل کشور و حتی بيرون از مرزها با عزم و شور او به راه افتاد.

* نهضت مبارک سواد آموزی در سطح گسترده به ويژه در روستاها و شهرهای دور افتاده با طرّاحی و پشتکار او راه اندازی شد.

* همه ساله شب های ماه مبارک رمضان، آموزه های اهل بيتی او، آويزه گوش و چشم بينندگان سيمای جمهوری اسلامی گرديده است.

* طرح مباحث مهدويت و اهتمام به اين حوزه مهم و بزرگ از تلاش های ستودنی اوست.

* ظرفيت بی نظير روحانيت شيعی را او به رخ همگان کشيد.

* تا وی فريضه زکات را به گونه ای روان و شيوا در دستور کار خويش قرار نداد، کمتر کسی با اين فريضه الهی آَشنايی داشت.

* و بالاخره شب های جمعه ملّت بزرگ ايران در برنامه پر بيننده «درسهايی از قرآن» با سخنان شيوا و لطايف درس آموز او آغاز شد.

* بحمدالله تاکنون سبک و سياق تدريس وی، الگوی موفّق و کارآمد بسياری از مبلغان دينی در داخل و خارج کشور قرار گرفته است.

* او به واقع؛ در طول سه دهه تصويری رسا و شفّاف از نقش واقعی يک مبلّغ دينی ارائه نمود.

* او را البته می توان زبان گويای دين در محافل عمومی و خصوصی ناميد، و محو جمال و زيبايی های قرآن کريم دانست.

اما به راستی رمز و راز اين توفيق چیست؟

امّا رمز و راز اين توفيق عظيم و کم نظير در چيست؟ شيوه های نوآمد و نوآوری در شيوه ها؟ خصوصيات اخلاقی و روحيات مردمی استاد؟ تسلّط وی بر زوايای پنهان و آشکار قرآن کريم؟ يا اهتمام به دستورات و فرامين دينی؟ و يا...

در اين مختصر ـ با هدف گسترش و ترويج شيوه های کارآمد و روز آمد تبليغ دينی با محوريت قرآن کريم ـ به پاره ای عوامل که در ايجاد، رشد و توسعه، و بالندگی و ثبات اين حرکت بزرگ، ارزشمند و ماندگار توسط استاد بزرگ و فرزانه حضرت حجة الاسلام و المسلمين شيخ محسن قرائتی تأثير فراوان داشته است، می پردازيم.

مزايای فردی و اخلاقی

1. تواضع و فروتنی در برابر بزرگان و عالمان برجسته دينی

2. اخلاص

3. پشتکار

4. صداقت

5. بی تکلّف بودن

6. خستگی ناپذيری

7. پايداری و استقامت

8. دوری از پرستيژهای کاذب

9. دست و دل بازی در آموزش اسلوب ها به ديگران

10. مناعت طبع و کرامت انسانی

11. عدم سوء استفاده از موقعيت های اجتماعی

12. عدم ورود به منازعات سياسی و جناحی

13. لهجه جذّاب

14. صريح اللهجه بودن و رودربايستی نداشتن

15. عدم چشمداشت و انتظارات مادّی

16. نظم در برگزاری برنامه ها

17. اولويت دهی به امر تبليغ بر ساير کارها

18. تکليف محور بودن و منتظر دعوت نماندن

19. مردمی بودن و مقبوليت عمومی

20. منتظر دستور و تصميم ديگران نماندن

21. اعتقاد راسخ و باور به کار

22. تهور و شجاعت در بيان مطالب و انتقاد از مراکز و مسئولان در راستای بيان حقايق و وظايف دينی

توانمندی های حرفه ای

23. گزيده گويی

24. سليس و روان گويی

25. استفاده از ابزارهای کلاسداری و تکنولوژی آموزشی

26. دسته بندی مطالب

27. استمرار برنامه ها

28. مشارکت دهی حاضران با مطالب

29. مشاوره با حضار در ساعات و موضوعات

30. بيان سريع با حذف مقدمات

31. سادگی و بی پيرايه گی در ارائه برنامه و برگزاری کلاس

32. سرزنده گی و نشاط در بيان مطالب

33. استفاده از خاطرات، حکايات آموزنده و قطعه های تاريخی

34. بکارگيری لطايف و ايجاد زمينه های شوخی در لابلای سخنان همرا با وزانت

35. تنوع بخشی به مطالب ارائه شده

36. به کارگيری مثل های ساده و روان و قابل فهم

37. مديريت زمان و استفاده از وقت ها و پاره وقت ها

شاخصه های محتوايی

38. تربيت شاگردان ممتاز و برجسته

39. محوريت بخشی به قرآن کريم

40. بيان مسائل روز و مبتلا به مردم

41. بهره گيری بجا و گسترده از آيات قرآنی

42. برداشت نو از آيات کريمه قرآن

43. ترسيم مهندسی قرآن به بيانی شيوا

44. احيای قرآن کريم در عرصه های گوناگون فردی و اجتماعی

با آرزوی توفيق روز افزون برای حضرت ايشان

 این مطلب برگرفته از سایت تابناک ونوشته شده توسط جناب آقای عطاران طوسی
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 9:1  توسط بختیاری | 
از امام حسین پرسیدند بزرگی به چیست ؟

فرمود : سازش با بستگان وگذشت از لغزش آنان است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 10:36  توسط بختیاری | 
ایام سوگواری سالار وسرور شهیدان تسلیت باد.
+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 16:27  توسط بختیاری | 
حسین (ع) اسوه عشق و بندگی

به دنبال كدام سرمشق و نمونه مي‌گردي؟ چه كسي براي تو آرزوي رسيدن است و منتهاي ‌هدف؟

در قاب نگاهت كدام تصوير، شب و روز تكرار مي‌شود و حتي در خواب و رؤيا همواره با توست؟ فكر مي‌كني مثل چه كسي بايد باشي، مثل چه كسي بايد زندگي‌ كني، حرف بزني، حتي‌ كارهاي‌ روزمره‌ات را انجام دهي؟

با همه‌ جستجوهايت به كسي نمي‌رسي كه در هر حال و براي هميشه انگشت اشارت به سويش نشان كني و شك نداشته باشي كه او راه‌شناس است و با او به بيراهه نمي‌روي.

سرمشق‌ها و نمونه‌هاي دور و برت همه تمام شدني‌اند و گذر زمان بهتر و بالاتر از آن‌ها را معرفي مي‌كند.

تو بايد در پي كسي باشي ‌كه هرگز تمام نشود، كهنه نگردد، بلكه تري و تازگي و حقيقي بودنش هر روز، روشن‌تر از ديروز نمايان شود و كربلا بهترين نمونه براي هميشه‌ انسان و همه‌ انسان‌هاست و حسين برترين اسوه و سرمشق.

او خود فرمود: «من براي شما بهترين سرمشق و نمونه‌ام» و مگر نه اين‌كه حسين(ع) آيينه‌‌ تمام‌نماي پيامبر است و پيامبر بالاترين اسوه‌ حسنه؟!

حسين(ع)، همه را به خويش مي‌خواند آن‌گاه كه مي‌فرمايد: «هل من ناصر ينصرني؛ آيا كسي هست ياري و همراهي‌ام كند؟»

بياييد همه‌ ما لبيك‌گوي آن حنجره خون فشان باشيم كه لبيك به حسين، لبيك به قرآن است.
در گذر زمان و در گردش مدام ماه، دوباره به ايستگاه محرم رسيده‌ايم. محرم فصل رويش‌ها و ريزش‌هاست.

فصل صف‌آرايي تمام خوبي‌ها در مقابل همه‌ زشتي‌ها و پليدي‌ها.

باز هم محرم و يك دنيا اشك و عشق و عبرت. باز هم كربلا و سرزميني كه تمام هستي به گردش طواف مي‌كنند و باز هم عاشورا و يك روز به وسعت تمام روزهاي خدا.

به محرم كه مي‌رسي عاشورا را به ياد مي‌آوري و حسين را، عباس را، اكبر را، اصغر را، قاسم را و... زينب را.

به محرم كه مي‌رسي عطش را به ياد مي‌آوري و رشادت را و شجاعت را و حميت را و ولايت‌مداري را و ايثار را و شهادت را و ... اسارت را.

به محرم كه مي‌رسي روزهايت را همسايه‌ شيرمردان ميدان كربلا و شب‌هايت را در كنار خيمه‌هاي ذكر و مناجات و دعا باش تا هميشه كربلايي باشي.

به محرم كه مي‌رسي، سوگوار عزيز فاطمه مي‌شوي و سينه‌زن و زنجيرزن ثارالله و اشك برگونه‌هايت پرپر مي‌شود.

 به خود ببال كه خدا خيرخواه توست، كه صادق آل محمد مي‌فرمايد:
«من اراد الله به الخير فقذف في قلبه حب الحسين وحب زيارته»
«هر كس خدا برايش خير بخواهد محبت حسين و شوق زيارت او را در دلش مي‌گذارد.»

به خود ببال كه عاشق و شيفته‌ حسيني و عشق به حسين خيمه‌ هميشه افراشته در جان توست، خيمه اي به وسعت همه‌ هستي، خيمه‌اي به بلنداي همه‌ آسمان‌ها و كهكشان‌ها، با خواني گسترده از عطش كه تشنگي بشريت را خاتمه خواهد داد. هرگز مباد بي اين عشق زندگي كنيم و بي اين محبت بميريم.

عبدالكريم خاضعي نيا                 بر گرفته از سایت تابناک
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 14:50  توسط بختیاری | 
 فرا رسیدن ایام ماه محرم بر همه دلدادگان

سرور وسالار شهیدان حضرت حسین بن

علی  (ع) آزاد مرد تاریخ بشر یت تسلیت

وتعزیت باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 14:34  توسط بختیاری | 
 یا علی با بوی تو عالم معطر می شود                 یا علی با نور تو عالم منور می شود

عید سعید غدیر مبارک باد

عید سعید غدیر مبارک باد.

 عیدسعید غدیر مبارک باد.

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 15:23  توسط بختیاری | 

سردار مریم و مطالبه حقوق زنان:

بی بی مریم که در یک جامعه مردسالار به دنیا آمده و در سنین نوجوانی برخلاف خواست خود مجبور به ازدواج شده و از حق ارث نیز محروم شده بود، عمق مشکلات و مسائل زن ایرانی را درک می کند پس به سهم خود سکوت تاریخی زن ایرانی را می شکند و به اعتراض نسبت به این نابرابری ها و پایمال شدن حقوق زنان می پردازد و خواستار زدودن سنت های رایج مردسالارانه در جامعه ایرانی همچون سنت ناف بُری و ازدواج اجباری، نابرابری حق ارث، نداشتن حق طلاق، نابرخورداری از حق آموزش می شود. سردار مریم ریشه بسیاری از این نابرابری ها را آگاهی نداشتن زنان از حقوق اولیه خود می داند و می نویسد:

« … تمام بدبختی های ما از خودمان می باشد زیرا که نه علم داریم و نه حقوق خود را می دانیم، اگر ما هم بدانستیم که برای چه خلقت شدیم البته در اطراف حقوق خود جان فشانی ها می کردیم. ما حالا فکر می کنیم فقط برای رفع شهوت مردها خلق شده ایم یا برای اسارت و کنیزی خلق شده ایم. ما می توانستیم برای حقوق انسانی خود به تمام ملل عالم تظلم بکنیم و حقوق خود را برقرار بکنیم زیرا که امروز قرن بیستم می باشد و [ به ] اصطلاح فرنگی ها عصر طلایی. امروز زن های اروپایی در تمام اداره جات دولتی و ملتی مقام بزرگی را دارا می باشند، کرسی وکالت را اشغال نموده اند اما ما زن های ایرانی ابدا از عالم انسانیت خارجیم… ».

سردار مریم از آرزوهای برباد رفته خود و بسیاری از زنان ایرانی و به ویژه زن بختیاری برای “برکندن سنت های پوسیده از بیخ و بن ” سخن می گوید و می نویسد:  

« …ای بسی آرزو که خاک شده، چه قدر آرزو داشتم که در بختیاری کارهای نیک بکنم خصوصا برای زن های بدبخت … ».

سردار مریم، نقش زن در جامعه را بسیار محدودتر از جایگاه واقعی او می داند و خواستار است که زنان از نقش و جایگاه واقعی خود در جامعه آگاهی یابند و آن را به دست آورند. او در این مورد می نویسد:  

« … در ایران زن های بدبخت یا باید بزک بکنند، شبانه روز در فکر لباس و پودر و سرخاب باشند یا خیاطی و ریسمان تابیدن، کار بزرگ آن ها همین است. افسوس که وجود چندین [ میلیون ] زن در خاک ایران از عدم علم برای هیچ کس اهمیتی ندارد، کاری که به آن ها می دهند، ترشی، خیار، بادمجان انداختن می باشد. می گویند زن باید خودش را مثل بادمجان کند و میان کوچه راه برود و خدا می داند وقتی که چاقچور و چادر می کند و در کوچه راه می روند و آن روبنده را می زند به یمن بادمجان بزرگ که راه بروند … »

او ادامه می دهد:  

« … مغازه ای در خیابان لاله زار دیدم، درون یک مغازه چارقد فروشی خیلی اشیاء طلا و جواهر زیر آیینه گذاشته است. به صاحب مغازه گفتم: اینها مال فروش است؟ جواب داد: خیر خانم اینها را خانم ها گرو چارقد تور گذاشته اند. دنیایی افسوس خوردم به بدبختی ملت بیچاره ایران که این قدر بی علم و بدبخت می باشد. آنچه پول در مملکت بود عوض همین چیزها و امثال همین چیزها به خارجه رفت. حالا جواهری که دارند باید عوض پارچه تور بدهند…»    

این مطلب از پایگاه خبری لرنا گرفته شده است، توجه اين زن  در عصر خودش به جايگاه وموضوع حقوق زنان قابل توجه و تامل است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 8:53  توسط بختیاری | 

حضور بختیاریها: بر گرفته از تاریخ وفرهنگ بختیاری

 

اگر سنگ نبشته یافت شده از عقیلی نزدیک شوشتر درست باشد که دکتر گیرشمن آنرا ترحمه کرده : از قول آنتاشکال چنین مینویسد"من آنتاشکال فرمانروای سرزمینهای آنزان آنشان وکوههای بختیاری هستم"آنتاشکال که یکی از پادشاهان ایلام بوده دوران فرمانروائیش مورد تائید باستان شناسان قرارگرفته از جمله در کتاب ایلام نوشته دکترعزت اله نگهبان باستان شناس ایرانی که در هفت تپه به کاوش پرداخته به روشنی سلسله پادشاهان ایلام را یادآوری کرده است اما سخن بر سر واژه بختیاری است اگر چنین باشد که به این روشنی نام بختیاری در سنگ نوشته ذکر شده باشد طبیعی است که دیگر ما بدنبال حلقه مفقوده

نخواهیم بود و یقین خواهیم داشت که نسل بختیاریها در سلسله پادشاهان ایلام میچرخدو آنان نیز مهاجرتشان از آنسوی دریای خزر روشن است ، و آریائی بودنشان نیز جامی افتدوطی تحقیقات بعمل آمده نشان میدهد که کهن ترین طایفه ای که در بختیاری میتوان روی آن پافشرد آسترکی و بابادی است وقدمت آسترکی بدوران آشتروک ناحونته میرسداگر آشتروک را یاء نسبت به آن داده باشند میشود آشتروکی واز آنجا که در گویش بختیاری همواره ش به س تبدیل میشود قطعی است که آستروکی بازمانده دوران ایلام میباشد که دربخش طایفه ها ووجه تسمیه آسترکی همین نظریه قید شده باشد.

     هنگامی که کورش منطقه را ازمادها تحویل میگیرد در این منطقه ظاهر میشود و آئین زرتشت را مبنای پرستش ایزد قرار میدهد واین آئین تا قرن سوم هجری ادامه داشته که درآتشکده های آنزمان را درحال اشتعال دیده اند بخوبی روشن است ،واز این دوره به بعد دوره سوم دگرگونی گویش بختیای بر اساس اوستا دستخوش حوادث میشود، سخن بر سرگویش بخیترای بر بنیاد واژه های اوستائی بود. در تحقیقات به عمل آمده مشخص شده که سه گونه عنصر،گویش بختیاری را تشکیل میدهد اول ریشه اوستائی ،دوم پارسی باستان و سوم فارسی دری ،

1-  درریشه اوستائی که ما گویش بختیاری رو بر بنیاد واژه های اوستائی قرار داده ایم وتنها واژه هائی را برگزیدیم که درگویش بخیتاری عینا" مورد استفاده قراردارد.ولذا واژه هائی که ریشه بختیاری دارد که احیانا" با کمی تغییر جاری است ودربعضی از واژه ها هیچوگونه تغییری صورت نگرفته آورده ایم مثلا" چند مورد زیر را مثال میزنیم:

 

·         هوشک  : همان هوشک است که معنی خشک را میدهد   hoshk

·         هرد      :  همان خرداست که معنی خورد رامیدهد            hard  

·         خوت     :  همان خوت است که معنی خودت رامیدهد         khot

·         همث    :  همان همس است که معنی همه اش را میدهد  hamas

      با این ترتیب می بینیم که در قلمرو گویش جای پای هیچ اختلاط و امتزاجی دیده نمیشود وآنهم به سبب کوهستانی بودن منطقه وراه نیافتن مهاجمین بیگانه در آن است .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 15:55  توسط بختیاری |